یکی را دوست می دارم...
یکی را دوست می دارم همان کسی که شب وروز به یادش هستم و لحظات سرد زندگی را باگرمای عشق او می گذرانم
کسی را دوست می دارم که می دانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم
یکی را دوست می دارم بیشتر از هر کسی،همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد
یکی را دوست می دارم که می دانم او دیگر برایم یکی نیست او برایم یه دنیاست
یکی را دوست می دارم کسی که هرگزاشک هایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم
یکی را تا ابد دوست می دارم کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است
یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست می دارم کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او می روم
نمی داند که چقدر دوستش دارم نمی فهمد که او تمام زندگی ام است
یکی را با همین قلب شکسته ام،باتمام احساساتم،بی بهانه دوست می دارم
یکی را دوست می دارم...
بااینکه دوست داشتن دیوانگیست اما...
من دیوانه تنها او را دوست می دارم

بیا که دوست دارمت...
بگذار که آسمان آنگونه که هست در جذبه دو چشم تو خود را بگسترد 
بگذار تا ماه،حتی به زیر ابر،در این سیاه شب آرامشی به قلب سپید تو آورد...
شاید کمی که گذشت،شاید تبسم در چشم روزگار،شاید که مشق صبر،تکلیف روزگار،نه چندان به کام ماست...
بگذار زیروبم این زمین سخت،با پای خسته تو،گفتگو کند
شاید قبول جهان،انچنان که هست،آغاز زندگیست...
آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند
شاید که شاخه گلی از سکوت ناب،آغاز زندگیست...
بگذار اگر فاصله ای هست بین ما،تا روز ماندگاری دیوار سرد،یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم
بگذار تا پیکر بت دار روزگار،در برکه گذشت پاشویه ای کند،آنجا که ناتوان کلام خسته،به فریاد میرسد
دیگر سکوت،نقطه پایان گفتگوست
گاهی تحمل خواری درون دست شیرین تر از لطافت گل های زندگیست
بگذار تا به دشت جدایی در این زمان،باران از طراوت و بخشش، سفر کند
بگذار بذری به دشت مهربان هدیه آوریم وآنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم
چشمان پرسش خود را،تو بسته دار
لبخند مهربان تو در چشم شرمناک،یعنی بیا!
"بیا که دوست دارمت"
شاید که یک سلام آغاز گفتگوست
شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است...

![]()

بازی روزگار را نمی فهمم
من تو را دوست دارم
تو دیگری را
دیگری مرا
و در آخر همه تنهاییم...!

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند.
براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است.
براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...









اگه نظر ندین دیگه واستون عکس نمیذارما

میریام فارس خواننده ۲۵ ساله لبنانی است که با شناخت ذائقه مخاطب و تسلط بر موسیقی عربی به همراه اجرای اکتیو در میان بهترین ها جایگاه شاخصی کسب کرده است...
چند تا عکس نانازشو براتون گذاشتم ببینید...






امشب باز شب توست
امشب باز شب از تو گفتن است
و شبی است غرق سکوت
و من در این سکوت
تو را می بینم
تو را می شنوم
و تو را می خوانم
و من این سکوت را می پرستم
سکوتی که پر از صدای توست...

باز من ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی زبگذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت و خاموش شد در دل گور


زندگی زیباست،زشتی های آن تقصیر ماست
در مسیرش هرچه نازیباست،آن تدبیر ماست
زندگی آب روانی است روان می گذرد...
آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد!

کاش می شد برگ های آخر تقویم عشق
حرفی از جدایی ها نداشت
کاش می شد راه سخت زندگی را بی خط
پیمود و قربانی نداشت...


بایک نگاه ساده و مبهم شروع شد
من بودم و توبودی و کم کم شروع شد
آن روز پشت پنجره حوا نشسته بود
یابوی سیب آمد و آدم شروع شد
آهو اگر نبود صیاد هم نبود
پس درد اول آمد و مرهم شروع شد
دیشب خیال ابر به ذهنم خطور کرد
بی اختیار بارش نم نم شروع شد
سالی که نکوست بهارش خبر دهد
این سر نوشت ماست که با عشق شروع شد


یادمه یه آرزو بود،همیشه موندن با هم
واسه زخم دل تنهام یادمه تو بودی مرهم
ولی اون روزا گذشته دیگه نیستی که بدونی
کاش می شد بهت می گفتم،من میخوام پیشم بمونی
با یه دنیا اشک و غصه،نمی خوام بی تو بمونم
توی این غروب دلگیر شعر رفتنو بخونم
ولی اون روزا گذشته،شاید از یاد تو رفتم
کاشکی بودی ومی دیدی،من هنوز عاشقت هستم
من صداتو نشنیدم،نم اشکاتو ندیدم
توی آشیون قلبت ،من نموندم و پر کشیدم
ولی امروز یاد عشقت منو تنها نمی ذاره
لحظه های بی تو بودن تو رو یاد من میاره
من همونم که چشاتو،پر اشک و گریه کردم
حالا راه شهر عشقو،من نرفته بر می گردم
برمی گردم تا همیشه،قدر احساسو بدونم
شایدم همیشه باید ،بی تو تنها بمونم


مسافر خسته ی من بار سفررو بسته بود
تو خلوت آیینه ها به انتظار نشسته بود
میخواست که از اینجا بره اما نمیدونست کجا
دلش پر از گلایه بود ولی نمیدونست چرا
ولی نمیدونست چرا ؟
دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گذاشت و رفت
عکسای یادگاریشو برای ما گذاشت و رفت
برای ما گذاشت و رفت
دل که به جاده میسپرد کسی اون و صدا نکرد
نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد
حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمیزنه
تو لحظه های بی کسیش پرنده پر نمیزنه
با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره
مسافر خسته ی من یه عمره که مسافره
یه عمره که مسافره


ما کجا بود؟
همیشه من بودم و اندوه بی تو بودن!
و تو بودی فارغ از یاد من سرگشته!
ما کجا بود؟
من تنها نشسته بودم کنار پنجره باروحی عریان!
وتو دل می بردی از غریبه هایی که با جسم عریان می گذشتند !
آه از آن مای بی توی که در خیال من با من بود و تو بودی که ما شدی با من !
ما کجا بود؟
من آن شب در خیالم موهای تو را نوازش کردم ونگاهت کردم با حسرتی عمیق!
وتو چشمهایت را گشودی و ...
ما کجا بود؟
طلوع خورشید مرگ مای من بود!
من رفتم و تو ماندی!
من بی تو با قلبی که ذره ذره ذوب می شد کلنجار می رفتم
وتو فرقی نمی کرد برایت که مای کدام من ی خواهی شد...
ما کجا بود؟
من شاید بمیرم در خودم با خاطره ی خط خونین دست راستم
و تو شاید هرگز سراغی از من نگیری ...
ما - تو = من تنها خواهم ماند...

ببینید و نظر بدین



زندگینامه نانسی عجرم
در 16 می 1983 در لبنان به دنیا امد و با خانواده اش زندگی میکند او یک خواهر وبرادر دارد نانسی نبیل عجرم که دختری زیباست در سن چهار سالگی بود که در خودش احساس خوانندگی پیدا کرد و به همراه والدینش به رادیو و تلویزیون رفت نانسی در هشت سالگی خوانندگی کرد و مادر بزرگش به او میگفت تو صدای خوبی داری و در سن دوازده سالگی در یک شو ستارگان آینده مدال طلا گرفت.یک بیوگرافی متفاوت از نانسی...

تولد:16/05/1983
ملیت:لبنانی
محل تولد:لبنان
نام پدر:نبیل عجرم
نام مادر:ریموندا عجرم
متولد: برج ثور
قد: 168
وزن : 50
رنگ مو:قهوه ای قرمز
رنگ چشمها:آبی
ایا سر امتحان تقلب هم میکردی؟ همیشه
تحصیلات:رادیو و تلویزیون
علاقه مندی های نانسی
کشورها:ایتالیا و ترکیه
سرگرمی ها:اشپزی و شنا
اهنگ مورد علاقه: نادیت(عباس ابراهیم)
خواننده مورد علاقه:فضل شاکر
بازیگر مورد علاقه: مجیدا و جولیا رابرت
رنگ مورد علاقه :آبی
حیوان مورد علاقه:توله سگ
نوشیدنی مورد علاقه:اب اوکادو(شبیه گلابیه)
فصل مورد علاقه:بهار
دارایی:خانه
از چه چیزی بدت میاد؟دروغگویی
چه جیزی دوست داری؟آزادی
چه کارتونی رو دوست داری؟تام و جری
شخصی؟شوخ طبع و احساسی
ذهنیت بچگی؟پاسخ به معلم تاریخ با اواز
چه کسی رو بیشتر می پسندی؟مادرم
چه چیزی باعث خنده تو میشه ؟ تقلید کردن از من
چه چیزی تو رونا راحت میکنه ؟کسی چیزی که میخواد نتونه بدست بیاره

برای دیدن بقیه عکسها برید به ادامه مطلب
ادامه مطلب





